تبليغاتX
عشق ولایت
عشق به رهبر
 

    

       

     ماهمان نسل جوانیم که ثابت کردیم

           در ره عشق جگردار تر از صد مردیم

                هرزمان شور خمینی به سر افتدما را 

                     دور سید علی خامنه ای می گردیم

         
 سلام به همه عزیزانی که به وبلاگ من سر میزنند اگه از وبلاگ خوشتون اومده میتونید به وبلاگ امتیاز بدید.(در حاشیه سمت چپ وبلاگ برتر)
 
 
           
 
+ نوشته شده در  ساعت 9:13  توسط عاشق رهبر | 

مشاركت رهبر انقلاب در جشن نیكوكاری

همزمان با جشن نیكوكاری ، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی، مبلغ دویست میلیون ریال جهت كمك به افراد تحت پوشش كمیته امداد امام خمینی(ره) و خانواده های نیازمند اختصاص دادند.
این مبلغ به حساب 3333 كمیته امداد امام خمینی(ره) نزد بانك ملی ایران واریز شد.
+ نوشته شده در  ساعت 9:47  توسط عاشق رهبر | 
بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌


خوشامد عرض ميكنيم به آقايان محترم، خبرگان مكرم و مجلل نظام جمهورى اسلامى. و تشكر ميكنيم از مطالبى كه در اين اجلاس از سوى آقايان مطرح شده، كه نشان‌دهنده‌ى حساسيت نسبت به مسائل و حوادث كشور و احساس مسئوليت نسبت به آينده‌ى كشور است. ان‌شاءاللّه‌ خداوند متعال به شما توفيق بدهد و به همه‌ى ما كمك كند كه بتوانيم در انجام وظائفى كه بر دوش ماست، با نيت خالص سعى خودمان را به كار ببريم. تأثير آن با خداست، قبول آن بسته به كرم و لطف الهى است؛ ليكن هر كداممان در هر جائى كه هستيم، بايد تلاش را بكنيم، بايد همت را بگماريم بر پيشرفت كارها.

 لازم ميدانم قبل از آنكه مطالبى را عرض كنم كه يادداشت كرده‌ام، از مردم عزيزمان تشكر كنم، تقدير كنم، از آنها تجليل كنم، به خاطر اين حضور بموقع و بهنگام و بسيار اثرگذارى كه در اين انتخابات داشتند. حقيقتاً مردم عزيز ما سنگ تمام گذاشتند و در عرصه‌ى روياروى با جبهه‌ى مخالفان و دشمنان كشور و دشمنان مردم، قدرت ناشى از ايمان و بصيرت را به ميدان آوردند. هر كسى كه بداند در طول اين ماه‌هاى گذشته چه تلاشى از سوى دشمنان شد براى اينكه روز دوازده اسفند را كمرنگ و مضمحل كنند، بداند چقدر خرج كردند، چقدر استخدام كردند، چقدر طراحى كردند، چقدر در اتاقهاى فكر جمله‌سازى كردند تا اينها را به ذهن مردم منتقل كنند و در عمل مردم تأثير بگذارند، ميفهمد كه چقدر كار مردم كار بزرگى بود و حركت، حركت عظيمى بود.

 انسان اولاً بايستى شكر خدا را بكند؛ چون از اوست، متعلق به اوست، ناشى از اراده‌ى الهى و رحمت و فضل پروردگار است. و آنگاه انسان بايد با همه‌ى وجود از مردم تشكر كند؛ چون اين رحمت الهى، بى‌سبب و بدون جهت به كسى، به ملتى، به امتى، به كشورى داده نميشود. در دعا ميخوانيم كه: «اللّهمّ انّى اسئلك موجبات رحمتك». ما بايستى موجبات رحمت را فراهم كنيم، آن وقت باران فياض و سيل‌آساى رحمت و فضل الهى بر سر ما خواهد باريد. مردم ما موجبات رحمت الهى را فراهم كردند. حضور مردم در صحنه، ايستادگى‌شان در مقابل هجمه‌ى دشمنان، بصيرتشان، اينها همه موجبات رحمت الهى بود. توفيقِ برآوردن اين موجبات هم باز متعلق به خداى متعال است. هم از خداى متعال سپاسگزاريم و در مقابل او جبهه‌ى سپاس بر خاك ميگذاريم، هم از مردم عزيزمان با همه‌ى وجود تشكر ميكنيم و اميدواريم كه خداوند پاداش كافى و كامل به مردم عنايت كند.

 مطلبى كه من ميخواهم عرض بكنم، حول و حوش مسئله‌ى انتخابات است. انتخابات يك حادثه‌ى گذرا نيست، يك حادثه‌ى اثرگذار است؛ لذا روى اين بايد تأمل كنيم. اولاً انتخابات ركن مهم نظام است. نظام مردم‌سالارى دينى، متكى به انتخابات است. بدون انتخابات، مردم‌سالارى نخواهد بود. معيار تكيه‌ى به مردم، معيار مشهود و محسوس و قابل اندازه‌گيرى، همين انتخابات است. بنابراين هر كسى به نظام اسلامى اعتقاد دارد، در اين اعتقاد صادق است، شركت در انتخابات را وظيفه‌ى خودش ميداند؛ ولو حالا ممكن است اعتراضى هم به يك چيزى، به خود اين انتخابات، به يك شكلى از اشكال انتخابات داشته باشد؛ ليكن در عين حال با وجود اعتراض، وارد ميدان انتخابات ميشود؛ اين وظيفه است. بنابراين همه‌ى كسانى كه در سرتاسر كشور وارد اين عرصه شدند، به اين واجب عمل كردند؛ اين وظيفه را انجام دادند؛ فهم صحيح خودشان را نشان دادند. اين فهم صحيح نشان ميدهد كه مسئله‌ى انتخابات، مسئله‌ى ركن نظام است. ما نميتوانيم از اين مسئله صرف نظر كنيم، به صرف اينكه يا به زيد و عمروئى معترضيم، يا به شيئى و شيئى معترضيم. اين اعتراضها مانع از اين نميشود؛ اين نكته‌ى اساسى و اصلى است.

 يك اثرى كه اين انتخابات داشت - و انتخاباتها غالباً اين اثر را دارد - مسئله‌ى توهّم‌زدائى است. انتخابات مثل يك سيلىِ بيدار كننده و هشيار كننده است به كسانى كه در توهّمات خودشان غوطه ميخورند و خيال‌پردازى ميكنند؛ راجع به آينده‌ى نظام، راجع به اصل نظام، راجع به مردم، راجع به كشور، راجع به دشمن توهّماتى در ذهن دارند، تخيلاتى دارند، غرق در اين توهّمات هستند. انتخابات، اينها را از اين توهّمات خارج ميكند؛ حقيقت را جلوى اينها ميگذارد.

 ما دو روز پيش از اين شنيديم كه رئيس جمهور آمريكا گفته است ما به جنگ با ايران فكر نميكنيم. خيلى خوب؛ اين خوب است، اين حرفِ عاقلانه‌اى است، اين خروج از توهّم است. در كنارش گفته است كه ما با تحريم، مردم ايران را به زانو درمى‌آوريم - نقل به مضمون - اين توهّم است. آن خروج از توهّم در آن بخش اول خوب است، باقى ماندن در توهّم در اين بخش دوم به آنها ضربه خواهد زد. وقتى محاسبات انسان بر مبناى توهّم بود، بر مبناى واقعيتها نبود، پيداست كه در برنامه‌ريزى‌اى كه بر اساس اين محاسبات انجام ميدهد، شكست خواهد خورد؛ و اين، همين است.

 خب، الان يك سال است كه به قول خودشان تحريمهاى فلج‌كننده و چه و چه اعمال ميكنند - البته تحريم ما سى و سه سال است - گفتند هم كه هدف، جدا كردن مردم از نظام اسلامى است؛ اما ديدند كه مردم آمدند آنجا، به نظام اسلامى رأى دادند. رأى به هر نامزد انتخاباتى، آمدن پاى هر صندوق، رأى به نظام اسلامى است؛ مردم اين را نشان دادند. ما عرض كرديم كه انتخابات، يك سيلى است؛ اين سيلى انواع و اقسامى دارد؛ يكى از انواع سيلى، سيلىِ بيدار كننده است، هشيار كننده است. بنابراين، اين انتخابات ما خاصيت سيلى زدن را هم داشت.

 نكته‌ى دوم كه اشارتاً عرض شد، اين است كه انتخابات نشان دهنده‌ى اعتماد مردم به نظام است. بعد از انتخاباتِ پر سر و صداى پر حادثه‌ى سال 88، بعضى اينجورى پيش‌بينى ميكردند كه اعتماد مردم از نظام سلب شد؛ مردم ديگر پاى صندوقها نمى‌آيند. اين انتخابات، يك پاسخ قاطع و روشن بود به اين تصور غلط، به اين استنتاج غلط، اين گمانه‌زنى خطا. مردم اين گمانه‌زنى‌ها را تخطئه كردند؛ نشان دادند كه نخير، به نظام اسلامى پايبندند، به آن اعتماد دارند، به نداى او - كه ميگويد من صندوق رأى گذاشتم، بيائيد رأى خودتان را بدهيد و برنامه را تنظيم كنيد - پاسخ ميدهند و مى‌آيند وارد ميدان ميشوند. همين طور كه عرض كرديم، هر يك رأى، در واقع رأى به نظام جمهورى اسلامى بود. اين اكثريت قاطعى كه به ميدان آمدند، يكى از بالاترين رقمها و نسبتهاى انتخابات ما در طول اين سى و سه سال بود. بعد از گذشت سى و سه سال، مردم اينجور وارد ميدان ميشوند؛ اين نشان‌دهنده‌ى اعتماد كامل است.

 يك نكته‌ى ديگرى كه انسان در اين انتخابات ميديد و مشهود بود، بصيرت و تعالى فكرى مردم بود. مردم با تحليل وارد انتخابات شدند و رأى دادند؛ تحليل داشتند. شما ميديديد از آن جوانِ رأى اوّلى تا آن مرد و زن كهنسال، هر كس از آنها سؤال ميكرد كه شما چرا رأى ميدهيد، يك تحليلى پاى آن ميگذاشتند، يك دليلى ذكر ميكردند؛ صرف اين نبود كه خب، انتخابات است، بايد بيائيم رأى بدهيم؛ نه، ميگفتند براى چه ميخواهيم رأى بدهيم: چون دشمن ما كمين كرده است، چون گرگهاى گرسنه كمين كرده‌اند؛ كه ان‌شاءاللّه‌ بنده در يك گفتار ديگرى تشريح خواهم كرد كه چگونه اينها كمين گرفتند براى بلعيدن و دريدن، به خيال اينكه اين برّه است و ميشود دريدش؛ نميدانند شير است و نميشود نزديكش شد! مردم ديدند اين جبهه را، ديدند دشمنى‌ها را، ديدند هدفگذارى دشمن و جبهه‌ى معاند را؛ لذا با بصيرت وارد شدند، با تحليل وارد شدند؛ و اين خيلى مهم است.

 يك نكته‌ى ديگرى كه بر اين انتخابات مترتب است، اين است كه حالا مجلسى كه برآمده‌ى از اين انتخابات است، مسئوليت سنگينى دارد. هميشه همين جور است؛ رؤساى ما هم كه منتخب مردمند، هر مسئولى در هر سطحى كه منتخب مردم است، به اندازه‌ى سنگينى بار انتخاب، بار مسئوليت او سنگين است. در اين شرائط، با اين هياهوى دشمن، آمدن مردم توى اين ميدان، اين مجلسى كه تشكيل خواهد شد، مجلس بسيار پرمسئوليتى است. ما از همين حالا به اين برادران و خواهرانى كه ان‌شاءاللّه‌ در مجلس خواهند آمد - آنهائى كه انتخاب شده‌اند و آنهائى كه در مرحله‌ى دوم انتخاب خواهند شد - عرض ميكنيم بدانند چه بار سنگينى بر دوش آنهاست؛ بيايند با خردمندى و تدبير، وظائفشان را انجام بدهند.

 اهميت كشور به تنظيم قوانين اين كشور است. ما در همه‌ى مسائل احتياج داريم به قانونهاى راهگشا. نمايندگان مجلس حقيقت را نگاه كنند، نياز را بشناسند، بر طبق نياز، درستْ آن درمان لازم را براى هر درد و هر شكايتى جلوى پاى مسئولين بگذارند. قانون بايد راهگشا باشد. قانونى كه راه‌ها را ببندد، كارها را مشكل كند، يا قابل اجرا نباشد، يا مشكلات فراوان درست كند، يا دچار تناقض باشد، فايده ندارد. صرف اينكه ما بنشينيم يك قانونى تهيه و تنظيم كنيم، كافى نيست؛ بدانيم كه قانون بايستى راهگشا باشد، مدبرانه باشد.

 تشكيل دولتها بر عهده‌ى مجالس است. در گزينشهاشان بدانند چه كسى را با چه نيازى، براى چه مقصودى، با چه مزايائى، با چه خصوصياتى انتخاب ميكنند. هم دقت كنند، هم انصاف داشته باشند. ما توصيه نميكنيم به اين كه دقت بكنند، اگرچه گاهى اوقات اين دقتها و موشكافى‌ها به بى‌انصافى‌هائى منتهى بشود. دقت كنند، همراه با انصاف؛ هوشمندانه حركت كنند، همراه با اخلاص. واقعاً آن چيزى كه اساس قضيه است، اخلاص است. جناب آقاى مهدوى در بياناتشان اشاره كردند كه نفوذ كلمه‌ى امام و روْ شدن آن چيزى كه امام طراحى كرده بودند، بيشتر به خاطر اخلاص امام بود. واقعاً همين جور بود؛ مرد بااخلاصى بود، وجودش سر تا پا اخلاص بود. ما اگر اخلاص داشته باشيم، كارهامان پيش ميرود. هم مسئولين در قوه‌ى مقننه، هم در قوه‌ى قضائيه، هم در مناصب روحانى، هم در مناصب نظامى - در مناصب گوناگون - آن چيزى كه لازم است، اين است كه ما تكليف را بشناسيم و براى خاطر تكليفمان كار را انجام بدهيم؛ ملاحظات ديگر را مخلوط نكنيم.

 البته من در اينجا اين را هم حتماً تذكر بدهم: تشكر از دست‌اندركاران كار انتخابات. حالا جناب آقاى يزدى اشاره كردند به اين كه از شوراى نگهبان تشكر شده. واقعاً همين جور است. انسان وقتى از نزديك حجم كار را، ظرافت كار را، سختى كار را مى‌بيند، در دلش اين افراد را تكريم ميكند. من به جناب آقاى جنتى و بعضى از آقايان عرض ميكردم كه واقعاً هر وقت يادم مى‌آيد كارى را كه شماها داريد ميكنيد، در دلم شما را تكريم ميكنم. مكرر در مكرر دعا ميكرديم كه خدا به اينها قوّت بدهد، توانائى بدهد؛ هم اينها، هم دولت و وزارت كشور، هم مسئولين حفاظت و امنيت كه توانستند امنيت انتخابات را تأمين كنند، هم مسئولين تبليغات، صدا و سيما و ديگران. اينها واقعاً كارهاى برجسته و بزرگى انجام دادند؛ توانستند اين مسئوليت بزرگ را، اين كار بزرگ را، اين پروژه‌ى بسيار سنگين و مهم و حياتى را به بهترين وجهى از آب دربياورند. خب، اين الگوى ماست؛ الگوى مردم‌سالارى اسلامى.

 در مردم‌سالارى اسلامى، روح، لُب و ماده‌ى اصلى عبارت است از اسلام؛ از اين هيچ تخطى‌اى نبايد بشود؛ و وجود ندارد و ان‌شاءاللّه‌ بعد از اين هم نخواهد داشت. در تنظيم قوانين، در گزينش افراد، معيار ما اسلام است. شكل كار، قالب كار، روش مديريت، مردم‌سالارى است؛ يعنى مردمند كه وارد صحنه ميشوند، به اسلام هم از بن دندان عقيده دارند؛ ولو حالا ممكن است كسى از ظواهر بعضى از آنها حدس نزند كه اينها به اسلام و به نظام اسلامى پايبندند؛ اما واقعاً پايبندند، اسلام را دوست ميدارند.

 تجربه‌ى اين سى و سه سال هم نشان داده كه اسلام ميتواند به يك كشور عزت بدهد؛ ميتواند يك ملت را سربلند كند؛ ميتواند اهداف خوبى را ترسيم كند؛ ميتواند راه‌هائى را به سوى اين اهداف، هموار و مسطح كند؛ ميتواند حركت علمى ايجاد كند؛ ميتواند حركت فناورى و صنعتى ايجاد كند؛ ميتواند حركت تقوائى و اخلاقى ايجاد كند؛ ميتواند آنها را در مقابل ملتهاى ديگر روسفيد كند؛ اينها اتفاقاتى است كه در كشور ما افتاده؛ اينها كارهاى بزرگى است كه به بركت اسلام در اين كشور انجام گرفته. اسلام همچنان لُب و محتوا و ماده‌ى اصلى حركت نظام ماست، شكل هم شكل مردم‌سالارى است؛ از هم جدا نيستند. يعنى اين مردم‌سالارى هم باز از خود اسلام سرچشمه گرفته.

 اينكه گفته بشود ما مردم‌سالارى را از غربى‌ها ياد گرفتيم، خطاست. صورت ظاهر، يكى است؛ اما مردم‌سالارى ما ريشه در يك معرفت دينى ديگر و يك جهان‌بينى ديگرى دارد، تا آنچه كه آنها ميگويند. ما براى انسانها كرامت قائليم، براى رأى آنها ارزش قائليم و حضور آنها را وسيله‌اى ميدانيم براى اينكه اهداف الهى تحقق پيدا كند و بدون آن امكان‌پذير نيست.

 غربى‌ها جور ديگرى عمل ميكنند. البته هم ما چهارچوبهائى داريم، هم آنها؛ آنها چهارچوبهاشان ظالمانه است. در يك كشورى كسى به افسانه‌ى هولوكاست اعتراض ميكند، ميگويد من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محكومش ميكنند كه چرا يك حادثه‌ى پندارىِ تاريخى را انكار ميكنى! حالا گيرم پندارى هم نباشد - واقعى باشد - خيلى خوب، انكار يك حادثه‌ى واقعىِ تاريخى مگر جرم است؟ اگر براى كسى روشن نشد، ثابت نشد و او انكار كرد يا حتّى در آن ترديد كرد، او را بيندازند زندان! الان در كشورهاى مدعى تمدن در اروپا قضيه اين است: اگر كسى اعتراض كند، ترديد كند، قبول نداشته باشد، دادگاه‌ها محكومش ميكنند؛ آن وقت به پيغمبر اعظم، به اين انسان برجسته‌ى همه‌ى تاريخ، صريحاً اهانت ميكنند، مقدسات يك ميليارد و نيم مسلمان را مورد توهين قرار ميدهند، كسى حق ندارد به اين اعتراض كند كه چرا شما اين كار را كرديد! ببينيد اين چه چهارچوبهاى غلط و مفتضحى است. چهارچوب آنها اين است. اگر كسى در آنجا با حجاب ظاهر بشود - در دانشگاه يا در محيط كار - مجرم است! اين چهارچوب است ديگر، منتها چهارچوبهاى غلط و معوج، برخلاف فطرت انسان، برخلاف فهم درست انسان. چهارچوبهاى ما چهارچوبهاى الهى است: ما با فساد مخالفيم، با فحشا مخالفيم، با انواع و اقسام انحرافات بشرى مخالفيم، برابر آنچه كه شريعت و دين به ما مى‌آموزد. ما معتقديم بايستى در مقابل اين انحرافها ايستاد، راه‌هاى زندگى را بايد از اسلام و قرآن و الهام الهى و وحى الهى گرفت. اين چهارچوب ماست. اين شد مردم‌سالارى دينى. اين الگوى ماست.

ملتهاى مسلمان هم اگر ميخواهند بدانند جمهورى اسلامى چه ميگويد و داعيه‌ى او چيست، بدانند ما داعيه‌مان اين است: ما از اسلام صرف نظر نميكنيم؛ احكام الهى و شريعت الهى را كه شريعت اسلامى است، در همه‌ى امور زندگى‌مان واجب‌الاتّباع ميدانيم؛ تلاش و سعيمان هم اين است كه به اين برسيم. چهارچوب و قالب ما براى ورود در اين ميدان هم مردم‌سالارى دينى است. مردم بايد بيايند انتخاب كنند. قانونگذار را كه بر اين اساس قانون خواهد گذاشت، بايستى مردم معين كنند. مجرى را بايد مردم معين كنند. همه چيز با انتخاب مردم، با حضور مردم، با عزت مردم و كرامت مردم است.

اميدواريم خداى متعال ما را موفق بدارد كه اين راه را بدرستى ادامه بدهيم، خودمان را از انحرافها مصون نگه داريم و بتوانيم ان‌شاءاللّه‌ به آن اهداف عاليه برسيم و مشمول ادعيه‌ى زاكيه‌ى حضرت بقيةاللّه (ارواحنا فداه) باشيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللّه‌ و بركاته‌
+ نوشته شده در  ساعت 9:51  توسط عاشق رهبر | 

بیانات در دیدار دانشمندان هسته‌ای

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 خيلى خوشحالم از اينكه شما عزيزان را، برادران و خواهران ارزشمندِ فعال در يك عرصه‌ى افتخارآفرينِ ملى و تاريخى را امروز اينجا زيارت ميكنم. البته پشت سر شماها ما، هم خيلى از شماها ذكر خير كرديم، هم خيلى قلباً به شماها علاقه و ارادت داريم. امروز هم يك فرصتى است كه شفاهاً و روبه‌رو به شماها اظهار اخلاص و ارادت كنيم. خدا را شكر ميكنيم. البته اين نعمتها از خداست. همه‌ى نعمتها از سوى پروردگار عالم است؛ «ما بكم من نعمة فمن اللَّه».(1) نعمتِ داشتن نيروهاى انسانىِ كارآمد و هوشمند و دانشمند و خوشفكر و پرانگيزه هم يك نعمتى است؛ اين هم از نعمتهاى الهى است. از شما كه تشكر ميكنيم، به جاى خود محفوظ؛ اما به خاطر اينكه خداى متعال شما را به اين ملت و به اين نظام داد، از خداى متعال هم خيلى تشكر ميكنيم.

 يك نكته اين است كه هر انسانى در هر منطقه و قلمروئى كه مشغول خدمت است، قدر آن خدمت را درست بداند. اگر قدر اين خدمت به وسيله‌ى خود آن انسان خدوم دانسته شد، اين كار و اين خدمت به بهترين وجهى ادامه پيدا خواهد كرد؛ اما اگر نه، آن كسى كه دارد اين سنگر را نگهبانى ميكند، روى اين برج ايستاده، دارد اطراف اين حصار را ديده‌بانى ميكند، در اين نقطه ايستاده، دارد اين كار مهم را انجام ميدهد، ندانست اهميت اين كار چقدر است، طبيعى است كه غفلت كند، چرت بزند و رها كند. پس اولين مسئله اين است كه ما بدانيم چه كار بزرگى را در قلمرو كار خودمان داريم انجام ميدهيم.

 من فقط يك جمله عرض بكنم. البته كار شماها خيلى ابعاد مختلفى دارد؛ يك بعدش اين است كه احساس عزت ملى را به اين ملت و به اين كشور داد؛ اين چيزِ خيلى مهمى است. ملتها آن وقتى گرفتار ميشوند كه عزت نفس خودشان را از دست بدهند؛ آن وقتى به‌رايگان نوكرى ديگران را قبول ميكنند كه ارزش خودشان را فراموش كنند. عزت نفس اين است. يك ملت مظلوم آن وقتى به پا ميخيزد - مثل همين ملتهاى شمال آفريقا و بعضى كشورهاى ديگر - كه احساس كند عزتى دارد كه در طول زمان پايمال شده؛ آن وقت ديگر برميخيزد و هيچ نيروئى نميتواند او را بنشاند؛ كه داريد مشاهده ميكنيد؛ اين اتفاق افتاده. عزت نفس اين است. انقلاب به ملت ما، به كشور ما عزت نفس داد. بارها و بارها سعى كردند توى سر فكر و روحيه‌ى اين ملت بزنند، بگويند شماها نميتوانيد؛ بله، انقلاب كرديد، اما نميتوانيد خودتان را اداره كنيد؛ نميتوانيد پيش برويد؛ نميتوانيد پا به پاى دنيا حركت كنيد. هر پيشرفت علمى‌اى، يك حركت بزرگ و يك بشارت بزرگ به اين ملت است كه ميتواند؛ و اين كار شماها - مسئله‌ى هسته‌اى - توانست به اين ملت عزت نفس بدهد. اين يكى از ابعاد اهميت كار شماست.

 اين ارزشها را نميشود با محاسبه‌ى مادى سنجيد. البته دنياى مادى همه‌ى اين چيزها را با پول ميسنجد؛ همه ارزشهاى بشرى هم در نهايت منتهى ميشود به پول؛ گرفتارى دنياى مادى هم اين است، و همين است كه قطعاً اينها را زمين خواهد زد. ليكن حقيقت قضيه اين است كه يك چيزهائى اصلاً با پول قابل سنجش نيست. حالا ممكن است انسان در مقام مقايسه، مسامحتاً اسم پول را هم بياورد. من رفته بودم به يكى از اين استانهاى كشور. جزو ديدارهائى كه داشتيم، ديدار با دانشگاهى‌ها و دانشجوها و اساتيد و اينها بود؛ ديدار خيلى پرشورِ قشنگى بود. يكى از اساتيد آنجا كه دانشمندى است - من او را ميشناختم و هست - سخنرانى كرد. چند نفر سخنرانى كردند؛ از جمله اين مرد دانشمند سخنرانى كرد. براى اينكه توجه اين بنده‌ى حقير و مجموعه‌ى دستگاه را به اين استان جلب كند، امتيازات اين استان را ميگفت؛ كه مثلاً اين امتياز را دارد، اين امتياز را دارد، اينها مثلاً اينقدر ميليارد مى‌ارزد و جا دارد كه اينقدر خرج بشود. مضمون حرفى كه آن وقت زدم - حالا الفاظش را دقيق نميتوانم به ياد بياورم - اين بود كه گفتم شما اين چيزهائى را كه ذكر كرديد، مادى است؛ خود شما چند ميليارد بيشتر از اينها مى‌ارزيد. يك دانشمند و استادى توى يك شهرى، توى يك مركز استانى، مگر قابل مقايسه است با امتيازات مادى يك استان؟ فكر اين است، انسان اين است، شخصيت اين است. بايد بدانيد كارى كه ميكنيد، مهم است.

 البته ابعاد كار - همين‌طور كه گفتم - خيلى متعدد است. در تبليغات سعى كردند و ميكنند كه وانمود كنند اين يك كار صرفاً ايدئولوژيك است؛ يعنى به منافع ملت و منافع كشور ارتباط ندارد؛ در حالى كه كار شما يك كارى است كه مستقيماً به منافع ملى ارتباط دارد. كار انرژى هسته‌اى اين است؛ مستقيماً به منافع ملى ارتباط پيدا ميكند. در گزارشى كه الان آقاى دكتر عباسى دادند، بخشى از جوانب ارتباطش به منافع ملى ذكر شده. انرژى هسته‌اى كارى است براى ملت، براى كشور، براى آينده.

 مستكبران عالم و كسانى كه حكمرانى دنيا را حق خودشان ميدانند - كه همين كشورهاى مستكبرند - اسم خودشان را ميگذارند جامعه‌ى جهانى؛ در حالى كه جامعه‌ى جهانى اينها نيستند؛ جامعه‌ى جهانى ملتهايند و دولتهاى آنها. چند تا كشور اسم خودشان را ميگذارند جامعه‌ى جهانى، و به نام جامعه‌ى جهانى حكم صادر ميكنند، حرف ميزنند، رد ميكنند، اظهار توقع ميكنند! اين چند كشور تسلطشان بر دنيا را به واسطه‌ى انحصار علم و انحصار فناورى تعريف كردند. بخشى از اين هياهوئى كه اينها ميكنند، به خاطر اين است كه اين انحصار شكسته نشود. اگر چنانچه ملتها بتوانند در قضيه‌ى هسته‌اى، در قضيه‌ى فضا، در مسائل الكترونيك، در مسائل گوناگون صنعتى، فناورى و علمى پيش بروند، راهى براى سيادت زورگويانه و قلدرانه‌ى اينها بر دنيا باقى نخواهد ماند.

 يكى از بزرگترين جنايتهائى كه به بشريت شد، اين بود كه در انقلاب صنعتى در دنيا در اين دو سه قرن، علم وسيله‌اى شد براى زورگوئى. انگليسها كه جزو پيشروان انقلاب صنعتى بودند، از اين امكانِ خودشان استفاده كردند براى راه افتادن در اطراف دنيا و به زنجير كشيدن ملتها. شما ميدانيد در دوران حاكميت انگليسها در شبه‌قاره، در اين صحنه‌ى بزرگ و ثروتمند چه گذشت؟ فقط هم شبه‌قاره نبوده؛ تمام منطقه‌ى شرق آسيا سالهاى متمادى - بيش از يك قرن - زير چكمه‌ى اينها بوده و با ابزار علم كه اينها داشتند، بر مردم مسلط شدند؛ مردم به جان آمدند، چه انسانهائى نابود شدند، چه آرزوهائى نابود شد، چه ملتهائى عقب افتادند، چه كشورهائى خراب شدند. اينها از ابزار علم يك چنين استفاده‌اى كردند. اين بزرگترين خيانت به علم است؛ همچنان كه بزرگترين خيانت به بشريت است. اينها ميخواهند اين انحصار شكسته نشود. هر ملتى كه بتواند با استقلال - نه زير بليط آنها و با مجوز آنها و در اختيار آنها و در مشت آنها - روى پاى خود بايستد، يك ضربه به اين انحصار زده؛ و اين كار امروز خوشبختانه در ايران راه افتاده.

 بايد با جديتِ تمام اين رشته‌ى مهم و اين كار اساسى و بزرگ را پيگيرى كنيد، دنبال كنيد. به خدا توكل كنيد و خداى متعال هم به شما كمك خواهد كرد. استعداد هست، ظرفيت انسانى هست، ظرفيت طبيعى هست؛ خوشبختانه امروز ظرفيت سياسى هم به طور كامل وجود دارد. گاهى ظرفيتهاى طبيعى و انسانى هست، اما ظرفيتهاى سياسى وجود ندارد؛ تسلط دشمن اجازه نميدهد كه اين ملت نفس بكشد و اين ظرفيتهاى انسانى و طبيعى به عرصه بيايند. انقلاب آمده، اين ظرفيت سياسى را هم به وجود آورده؛ ميتوانيد پيش برويد و بايد پيش برويد.

 جنجالى كه راه مى‌اندازند، با هدف اين است كه ما را متوقف كنند. ميدانند كه ما دنبال سلاح هسته‌اى نيستيم؛ اين را فهميده‌اند، دانسته‌اند. من شك ندارم كه دستگاه‌هاى تصميم‌گير و تصميم‌ساز در اين كشورهائى كه جلوى ما ايستاده‌اند، اطلاع دارند و ميدانند كه ما دنبال سلاح هسته‌اى نيستيم. واقعاً سلاح هسته‌اى به صرفه‌ى ما نيست؛ علاوه بر اينكه از لحاظ فكرى و نظرى و فقهى، ما اين كار را خلاف ميدانيم و اين حركت را حركت خلافى ميدانيم. ما استفاده‌ى از اين تسليحات را گناه بزرگ ميدانيم و نگهداشتنش را يك كار بيهوده‌ى پرضررِ پرخطر ميدانيم و هرگز دنبالش هم نميرويم. آنها هم اين را ميدانند، اما روى اين نقطه فشار مى‌آورند براى اينكه اين حركت را متوقف كنند.

 ما ميخواهيم به دنيا اثبات كنيم كه داشتن سلاح هسته‌اى، قدرت‌آفرين نيست؛ به دليل اينكه قدرتهائى كه سلاح هسته‌اى دارند، امروز داراى سخت‌ترين مشكلاتند. آنها با تهديد هسته‌اى بر دنيا مسلط شدند، اما امروز اين تهديد ديگر كاربرد ندارد. ما ميخواهيم بگوئيم ما دنبال سلاح هسته‌اى نيستيم و اقتدار را در سلاح هسته‌اى نميدانيم و اقتدار متكى به سلاح هسته‌اى را هم ميتوانيم بشكنيم. ان‌شاءاللَّه اين ملت اين كار را خواهد كرد.

 البته من اين را به شما عرض بكنم؛ شماها ميدانيد، اين فشارهائى كه اينها مى‌آورند - فشار تحريم و تهديد و ترور و اينها - نشانه‌ى ضعف اينهاست؛ اين نشان ميدهد كه هرچه آنها ميكنند، ملت ما را مستحكمتر و پايدارتر ميكند. ملت ميفهمد كه درست به خال زده، ميفهمد كه هدف را درست انتخاب كرده، حركت را خوب پيش برده؛ لذا دشمن را عصبانى و خشمگين كرده.

 اين حركت هم فقط حركت هسته‌اى نيست. خب، امروز بهانه‌ى آنها بهانه‌ى هسته‌اى است؛ تحريم ميكنند، به بهانه‌ى هسته‌اى. مگر چند سال مسئله‌ى هسته‌اى در كشور ما مطرح است؟ سى سال است كه تحريمها وجود دارد. آن وقتى كه مسئله‌ى هسته‌اى نبود، چرا تحريم ميكردند؟ مسئله، مسئله‌ى مقابله و معارضه‌ى با ملتى است كه خواسته است مستقل باشد، خواسته زير بار ظلم نرود، خواسته ظالم را افشاء كند و در مقابل ظلمِ ظالم بايستد و اين پيام را به همه‌ى دنيا بدهد؛ داده‌ايم، ان‌شاءاللَّه بيشتر هم خواهيم داد. تحريم و فشار سياسى و اينها هم اثرى نخواهد كرد. وقتى كه يك ملت تصميم ميگيرد بايستد، وقتى كه به حمايت الهى و به قدرت درونى خود و استعداد درونى خود باور داشت و باور كرد، چيزى نميتواند جلوى او را بگيرد.

 من توصيه‌ام اين است: همتهاتان را بالا ببريد. در مجموعه‌ى سازمانتان، در بين همه‌ى افرادى كه اين مهم را بر عهده گرفته‌اند، انگيزه را براى ادامه‌ى اين راه افزايش بدهيد. كارتان كار بزرگى است، كار مهمى است و ان‌شاءاللَّه براى اين كشور آينده‌ساز است. مسئله اين نيست كه ما خواهيم توانست از صنعت هسته‌اى براى مصارفى كه به سود منافع ملى است، استفاده كنيم؛ مسئله اين است كه اين حركت، به جوانهاى اين كشور، دانشمندان اين كشور، آحاد مردم اين كشور، عزم و تصميم راسخ ميبخشد و آنها را در اين راه ثابت‌قدم ميدارد؛ اين مهم است. اين ايستاده نگهداشتن ملت و پرانگيزه نگهداشتن آحاد ملت، منافع و استفاده‌هايش از خود اين صنعت مهمتر است؛ اين كار را شما داريد انجام ميدهيد و ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم كمكتان خواهد كرد.

ما هم شما را دعا ميكنيم. هر جا هم كه لازم باشد ما پشتيبانى كنيم، بنده كمكى بكنم، قطعاً اين كار را خواهيم كرد. ما معتقديم كه ان‌شاءاللَّه شما هم موانع را يكى پس از ديگرى از سر راهتان برميداريد و پيش خواهيد رفت. ان‌شاءاللَّه فرداى شما از امروز شما بمراتب بهتر خواهد بود.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
+ نوشته شده در  ساعت 15:10  توسط عاشق رهبر | 
پیوندهای مرتبط خبر خبر عکس عکس صوت صوت

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

 الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّد المرسلين و سيّد الخلق اجمعين سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الطّيّبين و صحبه المنتجبين و من تبعهم باحسان الى يوم الدّين.

 خوشامد عرض ميكنم به همه‌ى شما ميهمانان عزيز، جوانان عزيز، حاملان بشارتهاى بزرگ براى آينده‌ى امت اسلامى. هر كدام از شما، حامل يك بشارت بزرگ هستيد. وقتى جوان در يك كشورى بيدار شد، اميد به بيدارى‌هاى عمومى در آن كشور افزايش پيدا ميكند. امروز جوانهاى ما در سرتاسر جهان اسلام بيدار شده‌اند. اين همه دام مقابل پاى جوانها قرار داده شده، اما جوان مسلمان و غيور و بلندهمت، از اين گرفتارى‌ها خودش را نجات داده. شما مى‌بينيد در تونس، در مصر، در ليبى، در يمن، در بحرين چه اتفاق افتاد؛ در بقيه‌ى كشورهاى اسلامى چه حركتى به وجود آمده. اينها همه بشارت است.

 آنچه كه من به شما جوانان عزيز و فرزندان خودم عرض ميكنم، اين است كه بدانيد امروز تاريخ جهان، تاريخ بشريت، بر سر يك پيچ بزرگ تاريخى است. دوران جديدى در همه‌ى عالم دارد آغاز ميشود. نشانه‌ى بزرگ و واضح اين دوران عبارت است از توجه به خداى متعال و استمداد از قدرت لايزال الهى و تكيه‌ى به وحى. بشريت از مكاتب و ايدئولوژى‌هاى مادى عبور كرده است. امروز نه ماركسيسم جاذبه دارد، نه ليبرال‌دموكراسى غرب جاذبه دارد - مى‌بينيد در مهد ليبرال‌دموكراسى غرب، در آمريكا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف ميكنند به شكست - نه ناسيوناليستهاى سكولار جاذبه‌اى دارند. امروز در ميان امت اسلامى، بيشترين جاذبه متعلق است به اسلام، به قرآن، به مكتب وحى؛ كه خداى متعال وعده داده است كه مكتب الهى و وحى الهى و اسلام عزيز ميتواند بشر را سعادتمند كند. اين يك پديده‌ى بسيار مبارك و بسيار مهم و پرمعنائى است.

 امروز در كشورهاى اسلامى عليه ديكتاتورى‌هاى وابسته قيام شده است؛ اين مقدمه‌اى است براى قيام عليه ديكتاتورى جهانى و ديكتاتورى بين‌المللى، كه عبارت است از ديكتاتورى شبكه‌ى فاسد و خبيث صهيونيستى و قدرتهاى استكبارى. امروز استبداد بين‌المللى و ديكتاتورى بين‌المللى متجسم است در ديكتاتورى آمريكا و پيروان آمريكا و شبكه‌ى شيطانى و خطرناك صهيونيستى. امروز اينها با روشهاى مختلف و با ابزارهاى گوناگون در همه‌ى دنيا دارند ديكتاتورى ميكنند. آنچه شما در مصر انجام داديد، در تونس انجام داديد، در ليبى انجام داديد، در يمن داريد انجام ميدهيد، در بحرين داريد انجام ميدهيد، در كشورهاى ديگر انگيزه‌ى آن بشدت به وجود آمده است، جزئى از مبارزه‌ى با اين ديكتاتورى خطرناك و مضرى است كه دو قرن است دارد بشريت را فشار ميدهد. اين پيچ تاريخى‌اى كه گفتم، عبارت است از تحول از سيطره‌ى چنين ديكتاتورى‌اى به آزادى ملتها و حاكميت ارزشهاى معنوى و الهى؛ اين پيش خواهد آمد؛ استبعاد نكنيد.

 اين وعده‌ى الهى است كه: «و لينصرنّ اللَّه من ينصره».(1) خداى متعال تأكيد ميكند كه اگر او را نصرت كرديد، شما را نصرت خواهد كرد. ممكن است در نگاه عادى و مبتنى بر محاسبات مادى، بعيد به نظر بيايد؛ اما خيلى از چيزها بعيد به نظر مى‌آمد و اتفاق افتاد. شما در يك سال و دو سه ماه قبل از اين آيا فكر ميكرديد كه طاغوت مصر اينجور ذليل شود و از بين برود؟ اگر آن روز به كسانى گفته ميشد كه رژيم وابسته‌ى فاسدِ مبارك ساقط خواهد شد، بسيارى استبعاد ميكردند؛ اما اتفاق افتاد. اگر كسى دو سال قبل از اين ادعا ميكرد كه در شمال آفريقا اين حوادث عجيب به وقوع خواهد پيوست، اكثر باور نميكردند. اگر كسى ميگفت كه در كشورى مثل لبنان، يك گروه جوانِ مؤمن خواهند توانست رژيم صهيونيستى و ارتش مجهز صهيونيستى را شكست بدهند، كسى باور نميكرد؛ اما اينها اتفاق افتاد. اگر كسى ميگفت كه نظام جمهورى اسلامى با اين همه دشمنى كه از شرق و غرب عليه او اعمال ميشد، خواهد توانست سى و دو سال مقاومت كند و روزبه‌روز قوى‌تر شود و جلوتر برود، كسى باور نميكرد؛ اما اتفاق افتاد. «وعدكم اللَّه مغانم كثيرة تأخذونها فعجّل لكم هذه و كفّ ايدى النّاس عنكم و لتكون ءاية للمؤمنين و يهديكم صراطا مستقيما».(2) اين پيروزى‌ها آيت الهى است؛ اينها نشانه‌هائى از قدرت فائقه‌ى حق است كه خداى متعال دارد به ما نشان ميدهد. آن وقتى كه مردم به ميدان بيايند، آن وقتى كه ما موجودى خودمان را وارد ميدان كنيم، نصرت الهى قطعى است. خداى متعال راه را هم به ما نشان ميدهد؛ «والّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا».(3) خدا، هم هدايت ميكند، هم كمك ميكند، هم به اهداف عالى ميرساند؛ شرطش اين است كه ما در ميدان باشيم.

 آنچه تا امروز پيش آمده است، بسيار بزرگ است. دويست سال غربى‌ها با كمك پيشرفتهاى علمىِ خودشان بر امت اسلامى حكمرانى كردند؛ كشورهاى اسلامى را تصرف كردند؛ بعضى را مستقيماً، بعضى را غيرمستقيم به كمك ديكتاتورهاى محلى. انگليس، فرانسه و در منتهاى كار، آمريكا - كه شيطان بزرگ است - بر امت اسلامى تسلط پيدا كردند. هرچه توانستند، امت اسلامى را تحقير كردند؛ غده‌ى سرطانى صهيونيسم را در قلب خاورميانه - اين منطقه‌ى حساس - كاشتند و او را از همه جهت تقويت كردند و مطمئن بودند كه مقاصد و سياستهاشان در اين منطقه‌ى بسيار مهم عالم تأمين شده است. اما همت ايمانى، همت اسلامى، حضور مردمى، همه‌ى اين خوابهاى باطل را از بين برد؛ همه‌ى اين اهداف را متوقف كرد.

 امروز استكبار جهانى در مقابل بيدارى اسلامى احساس ناتوانى ميكند. شما غالبيد، شما پيروزيد، آينده مال شماست. كارى كه انجام گرفته است، كار بسيار بزرگى است؛ اما اين پايان كار نيست - مهم اين است - اين شروع است، اين آغاز است. ملتهاى مسلمان بايد مجاهدت را ادامه بدهند تا بتوانند دشمن را از ميدانهاى گوناگون ازاله كنند.

 مبارزه، مبارزه‌ى همتها و عزمها و اراده‌هاست. هر طرف اراده‌ى قوى‌ترى داشته باشد، او غالب است. آن كسى كه دلش متكى به خداى متعال است، او غالب است. «ان ينصركم اللَّه فلا غالب لكم»؛(4) اگر نصرت خدائى را به دست بياوريد، هيچ كس بر شما غلبه نخواهد كرد؛ شما پيش خواهيد رفت. ما ميخواهيم ملتهاى مسلمان كه تشكيل‌دهنده‌ى امت بزرگ اسلامى‌اند، آزاد باشند، مستقل باشند، عزيز باشند، تحقير نشوند؛ با احكام مترقى و متعالى اسلام، زندگى خودشان را سامان بدهند؛ و اسلام ميتواند. در طول ساليان دراز، ما را از لحاظ علمى عقب نگه داشتند؛ فرهنگ ما را پامال كردند، استقلال ما را از بين بردند. امروز ما بيدار شده‌ايم. ما ميدانهاى علم را هم يكى پس از ديگرى تصرف خواهيم كرد.

 وقتى جمهورى اسلامى در سى سال قبل تشكيل شد، دشمنان ميگفتند انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، اما قادر نيست ميدانهاى زندگى را يكى پس از ديگرى مديريت كند، و عقب خواهد نشست. امروز جوانان ما به بركت اسلام توانسته‌اند كارهاى بزرگى را در عرصه‌ى علم انجام بدهند كه در گذشته هرگز به فكر خود آنها هم نميرسيد. امروز به بركت توكل به خداى متعال، جوان ايرانى كارهاى بزرگ علمى را انجام ميدهد: اورانيوم را غنى‌سازى ميكند، سلولهاى بنيادى را توليد ميكند و پرورش ميدهد، در زيست‌فناورى قدمهاى بلند برميدارد، به فضا دست مى‌اندازد؛ همه به بركت توكل به خداى متعال و با شعار «اللَّه‌اكبر». ...(5)

 ما توانائى‌هاى خودمان را دست‌كم نگيريم. از بزرگترين آفتهائى كه فرهنگ غربى بر كشورهاى اسلامى وارد كرد، دو تصور غلط و انحرافى بود: يكى تلقين و تزريق ناتوانى ملتهاى مسلمان؛ باوراندند كه از شما كارى برنمى‌آيد؛ نه در ميدان سياست، نه در ميدان اقتصاد، نه در ميدان علم؛ گفتند شما ضعيف هستيد. ما كشورهاى اسلامى ده‌ها سالِ طولانى در اين باور غلط باقى مانديم و عقب مانديم. تلقين دوم و باور دومى كه به ما تزريق كردند، بى‌نهايت بودن و غير قابل شكست بودن قدرت دشمنان ماست. اينجور تفهيم كردند كه آمريكا را كه نميشود شكست داد، غرب را كه نميشود به عقب‌نشينى وادار كرد؛ مجبوريم در مقابل اينها تحمل كنيم.

 امروز براى ملتهاى مسلمان عينى شده است كه اين هر دو باور، غلط اندر غلط است. ملتهاى مسلمان ميتوانند پيش بروند؛ ميتوانند مجد و عظمت اسلامى را كه يك روز در اوج افتخار و در قله‌ى درخشندگى علمى و سياسى و اجتماعى قرار داشتند، تجديد كنند و دشمن مجبور است در ميدانهاى متعددى عقب‌نشينى كند.

 اين قرن، قرن اسلام است. اين قرن، قرن معنويت است. اسلام عقلانيت را و معنويت را و عدالت را با يكديگر به ملتها هديه ميدهد؛ اسلامِ عقلانيت، اسلامِ تدبر و تفكر، اسلامِ معنويت، اسلامِ توجه و توكل به خداى متعال، اسلامِ جهاد، اسلامِ كار، اسلامِ اقدام؛ اينها تعاليم خداى متعال و تعاليم اسلامى است به ما.

 آنچه امروز مهم است، اين است كه دشمن در مقابل ضربه‌اى كه در مصر و تونس و ليبى و بقيه‌ى كشورهاى منطقه كم‌وبيش بر او وارد آمده است، مشغول طراحى و توطئه‌چينى است. بايد متوجه توطئه‌هاى دشمن بود. بايد مراقب بود انقلابهاى مردم را از آنها نربايند، راه‌ها را منحرف نكنند. از تجربه‌هاى ديگران استفاده كنيد. دشمن كارهاى زيادى ميكند براى اينكه انقلابها را منحرف كند، براى اينكه حركتها را خنثى كند، براى اينكه مجاهدتها و خونهاى ريخته‌شده را ناكام كند؛ بايد مراقب بود، بايد هوشيار بود. شما جوانها موتور اين حركتها هستيد؛ هوشيار باشيد، متوجه باشيد.

 ما در اين سى و دو سال تجربيات زيادى داريم. سى و دو سال است كه ما با دشمنى‌ها معارضه كرده‌ايم، ايستادگی كرده‌ايم و بر دشمنى‌ها فائق آمده‌ايم. ...(6) هيچ توطئه‌اى نبوده است كه غرب و آمريكا بتوانند عليه جمهورى اسلامى انجام بدهند و انجام نداده باشند. هر كارى نكردند، چون نميتوانستند. هر كارى توانستند، كردند و در همه‌ى مراحل توى دهنشان خورده است و شكست خورده‌اند. ...(7) بعد از اين هم همين جور خواهد بود. بعد از اين هم در همه‌ى توطئه‌ها عليه جمهورى اسلامى شكست خواهند خورد؛ اين وعده‌ى الهى است به ما، و ما شك نداريم.

 ما در صدق وعده‌ى الهى ترديد نميكنيم. ما به خداى متعال سوءظن نداريم. خداى متعال ملامت ميكند كسانى را كه به او سوءظن دارند؛ «و يعذّب المنافقين و المنافقات و المشركين و المشركات الظّانّين باللَّه ظنّ السّوء عليهم دائرة السّوء و غضب اللَّه عليهم و لعنهم و اعدّ لهم جهنّم و سائت مصيرا».(8) وعده‌ى خداى متعال، وعده‌ى صادق است. ما چون وارد ميدانيم، داخل عرصه‌ى مبارزه هستيم - ملت ايران همه‌ى امكانات خود را وارد عرصه كرده است - بنابراين نصرت الهى قطعى است. در همه‌ى كشورهاى ديگر هم همين جور است. منتها بايد هوشيار باشيم. همه‌ى ما بايد هوشيار باشيم. همه‌ى ما بايستى متوجه مكائد دشمنان باشيم. دشمن سعى ميكند حركتها را خنثى كند، اختلاف ايجاد كند.

 امروز نهضت اسلامى در دنياى اسلام شيعه و سنى نميشناسد؛ شافعى و حنفى و جعفرى و مالكى و حنبلى و زيدى نميشناسد؛ عرب و فارس و بقيه‌ى قوميتها را نميشناسد؛ در اين ميدان عظيم، همه هستند. سعى كنيم دشمن بين ما تفرقه نيندازد. همه با هم احساس برادرى كنيم، هدف را مشخص كنيم. هدف، اسلام است؛ هدف، حكومت قرآنى و اسلامى است. البته بين كشورهاى اسلامى مشتركاتى وجود دارد، تمايزهائى هم وجود دارد. هيچ الگوى واحدى براى همه‌ى كشورهاى اسلامى وجود ندارد. در كشورهاى مختلف، شرائط جغرافيائى، شرائط تاريخى، شرائط اجتماعى مختلف است؛ اما اصول مشتركى وجود دارد: همه با استكبار دشمنيم، همه با تسلط و سيطره‌ى خباثت‌آميز غرب مخالفيم، همه با وجود غده‌ى سرطانى اسرائيل مخالفيم. ...(9)

 هر جائى كه احساس بشود كارى دارد انجام ميگيرد كه به نفع اسرائيل است، به نفع آمريكاست، آنجا بايد هوشيار باشيم؛ بدانيم اين حركت، حركت بيگانه است؛ حركت غريبه است؛ حركت خودى نيست. آنجائى كه حركت، يك حركت اسلامى و ضد صهيونيستى و ضد استكبارى و ضد استبدادى و ضد فساد است، آنجا حركت، حركت درستى است؛ آنجا همه با هم خودى هستيم؛ ديگر شيعه هستيم، سنى هستيم، از اين كشوريم، از آن كشوريم، تفاوت نميكند. بايد همه يك‌جور فكر كنيم.

 ببينيد امروز - اين يك مثالِ پيش‌پاافتاده و جلوى چشم است - تمام دستگاه‌هاى رسانه‌اى دنيا سعيشان بر اين است كه مردم بحرين و حركت بحرين را در انزوا قرار بدهند. داعى بر اين كار چيست؟ چون مسئله، مسئله‌ى شيعه و سنى است. ميخواهند اختلاف ايجاد كنند، ميخواهد تمايز و خطكشى به وجود بياورند. بين آن مسلمانان و مؤمنينى كه به اين مذهب يا آن مذهب اسلامى گرايش دارند، تفاوتى وجود ندارد. وجه مشترك همه، اسلام است. وجه مشترك همه، امت اسلامى است؛ وحدت امت اسلامى است. ...(10) رمز پيروزى و تداوم حركت، توكل به خدا، حسن‌ظن به خدا، اعتماد به خداى متعال و حفظ وحدت و پيوستگى است.

 عزيزان من! فرزندان من! مواظب باشيد دشمن حركت شما را متوقف نكند. خداى متعال در دو جاى قرآن به پيغمبرش ميفرمايد: «فاستقم كما امرت»،(11) «و استقم كما امرت»؛(12) استقامت كن. استقامت يعنى ايستادگى كردن، ادامه دادن، راه را دنبال كردن، متوقف نشدن؛ اين رمز كار است.

بايد پيش برويم. اين حركت، حركت موفقى است؛ چون آفاق روشنى دارد. افق، روشن است. آينده، آينده‌ى بسيار روشنى است. آن روزى خواهد رسيد كه امت اسلامى به حول و قوه‌ى الهى در اوج اقتدار و استقلال قرار بگيرد ...(13) ملتهاى مسلمان با حفظ خصوصيات خود، تمايزهاى خود، در زير چتر واحد دعوت الى‌اللَّه و الى‌الاسلام قرار بگيرند؛ همه با هم باشند. آن وقت است كه امت اسلامى عزت خود را پيدا خواهد كرد.

ما در كشورهاى خودمان منابع زيرزمينى داريم، مناطق راهبردى و استراتژيك داريم، امكانات طبيعىِ فراوان داريم، انسانهاى برجسته داريم، نيروهاى انسانىِ پيشرفته و بااستعداد داريم؛ بايستى همت كنيم. خداى متعال هم ان‌شاءاللَّه به اين همت بركت خواهد داد.

من به شما جوانها بگويم، آينده مال شماست. شما جوانها به حول وقوه‌ى الهى و باذن‌اللَّه آن روز را خواهيد ديد و ان‌شاءاللَّه افتخارات خودتان را به نسلهاى بعد از خودتان تحويل خواهيد داد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌

1) حج: 40
2) فتح: 20
3) عنكبوت: 69
4) آل‌عمران: 160
5) نداى تكبير
6) نداى تكبير و شعار «لبيك يا خامنه‌اى»
7) شعار «الموت لأمريكا»
8) فتح: 6
9) شعار «الموت لاسرائيل»
10) نداى تكبير و شعار «وحدة وحدة اسلامية»
11) هود: 112
12) شورى: 15
13) شعار «هيهات منّا الذّلة»
+ نوشته شده در  ساعت 13:23  توسط عاشق رهبر | 

حضور رهبر انقلاب در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی‌نژاد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امشب (پنجشنبه) با حضور در منزل شهیدان مصطفی احمدی روشن و داریوش رضایی‌نژاد، دو تن از شهدای نخبه كشور، در فضایی معنوی با خانواده‌های آنان دیدار و گفتگو كردند.
ایشان در جمع خانواده شهید احمدی روشن با اشاره به اینكه این شهدای نخبه‌ی جوان مایه‌ی افتخار كشور هستند، خاطر نشان كردند: ارزش وجودی این شهدا از دو بعد قابل توجه است: جنبه اول، فعالیتهای علمی و تحقیقی و تسلط آنان به كارهای مهم و حساس است كه نشان از استعداد برتر و نخبگی آنان دارد و جنبه دوم، ابعاد الهی و معنوی این جوانان است كه همین عامل زمینه را برای شهادت آنان آماده می‌كند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهادت این جوانان را، در راه خدا و زمینه‌ساز پیشرفت اسلام دانستند و تأكید كردند: با پیروزی انقلاب اسلامی از تهمت‌های بزرگی كه دشمنان علیه این انقلاب مطرح می‌كردند این بود كه راه علم در این كشور بسته شد، اما جوانان كشور با مجاهدت و تصرف عرصه‌های علمی و به میدان آوردن حرفِ نو و ظرفیت‌های بالای خود، این تهمت دشمن را باطل كردند.
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18637/smpl.jpgرهبر انقلاب همچنین با حضور در منزل شهید داریوش رضایی‌نژاد با تأكید بر اینكه تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه‌ی كشور، نشان‌دهنده‌ی عظمتِ كاری است كه آنان انجام می‌دهند، خاطر نشان كردند: امروز پیشرفت جمهوری اسلامی مایه‌ی دلگرمی ملتهای مسلمان و جوانان كشورهای اسلامی است.
شهید مصطفی احمدی روشن از دانشمندان و نخبگان برجسته‌ی كشور هفته گذشته در اقدام تروریستی عناصر وابسته به استكبار به فیض شهادت نائل شد؛ شهید داریوش رضایی‌‌نژاد نیز مرداد ماه امسال (1390) در اقدام تروریستی دیگری به شهادت رسیده بود.
+ نوشته شده در  ساعت 13:20  توسط عاشق رهبر | 
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.
متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه كه عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند كرد به جنایت كثیف و پلید خود اعتراف كنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبكه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شكست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی كشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریك و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سكینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میكنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
22/دیماه/1390
+ نوشته شده در  ساعت 8:55  توسط عاشق رهبر | 
 در اربعین شهادت سید و سالار شهیدان اباعبدالله الحسین (ع) و اصحاب و یاران آن حضرت، صبح امروز (شنبه) حسینیه امام خمینی (ره) میزبان هیاتهای دانشجویی از سراسر كشور بود.
در این مراسم معنوی دانشجویان و دانشگاهیان، در حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی به عزاداری و سینه زنی پرداختند.

+ نوشته شده در  ساعت 8:55  توسط عاشق رهبر | 

شب گذشته (سه‌شنبه شب) حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی با حضور در یكی از بیمارستان‌های تهران از آیت‌الله مظاهری رئیس حوزه علمیه اصفهان عیادت كردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، در جریان سیر درمان آیت‌الله مظاهری قرار گرفته و برای شفای عاجل ایشان دعا كردند.
گفتنی است آیت‌الله مظاهری چندی پیش جهت درمان در یكی از بیمارستان‌های تهران بستری شدند.


+ نوشته شده در  ساعت 8:56  توسط عاشق رهبر | 

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
خداى متعال را سپاسگزاريم كه نفسهاى گرم و دلهاى بانشاط جوانان قم، به مناسبت نوزدهم دى، يك بار ديگر فضاى اين حسينيه را معطر كرد. يقيناً آگاهى و بيدارى و بصیرت مردم عزيز قم و پاسخى كه آنها با همه‌ى وجود خودشان به حوزه‌ى علميه و به مرجع تقليدشان دادند، يك حادثه‌ى ماندگار در طول تاريخ است و خواهد ماند.

 اگر ما حادثه‌ى نوزدهم دى را مبدأ تاريخ تحولات جديد دنيا بدانيم، شگفت‌آور نيست و سخنى به گزاف گفته نشده است. حوادث جامعه‌ى بشرى و اين عالم بزرگ، متأثر از قانون تأثير متقابل است. حوادث بر روى هم تأثير ميگذارد و زنجيره‌ى حوادث تاريخى، وقايع بزرگ را به وجود مى‌آورد. اگر اينجور تصوير كنيم صورت مسئله را، كه حركت مردم قم در روز نوزدهم دى در سال 56 يك جرقه‌اى بود در فضاى ظلمانىِ عجيبِ خفقانِ آن روز - كه شرح اختناقى كه آن روز در كشور وجود داشت و همه دنياى به‌اصطلاح طرفدار آزادى، پشتيبان آن خفقان بودند و از حكمرانان و سلطه‌گران مستبد و ديكتاتور با همه‌ى وجودشان دفاع ميكردند، كتابهاى زيادى لازم دارد - در يك چنين فضائى، اين خونهاى پاكى كه در چهارمردان قم ريخته شد و حركت عظيم مردم قم را در روز نوزدهم دى پديد آورد، جرقه‌اى بود كه در حقيقت اصابت كرد به انبار و آذوقه‌ى ذخيره‌ى عظيم ايمانىِ اين مردم، و ناگهان فضا را منقلب كرد.

 اگر حادثه‌ى نوزده دى قم نميبود، آن حوادث گوناگون شهرستانها و سلسله‌ى اربعين‌ها كه مردم را به ميدان مبارزه كشاند، به وجود نمى‌آمد. اگر آن تحولات و آن حوادث نبود، 22 بهمن به وجود نمى‌آمد، انقلاب اسلامى به پيروزى نميرسيد. انقلاب اسلامى به پيروزى رسيد، چالش با استكبار شروع شد، هيبت استكبار شكست، هيبت آمريكا و صهيونيسم شكست. اگر اين شكسته شدن هيبت پوشالى ابرقدرتها - كه با هيبتِ خودشان بيش از واقعيت وجود خودشان در دنياى انسانها تصرف ميكنند - مسلمانها را در كشورهاى مختلف به فكر انداخت و بيدار كرد، ايستادگى مردم ايران، مظلوميت ملت ايران در حوادث مختلف، در جنگ تحميلى، در دوران سختِ توأمان دفاع مقدس و تحريم - اينكه ملت ايران اينجور محكم ايستادند، با ثبات پيش رفتند - ملتها را تكان داد. اگر اين ثبات نبود، اگر اين ايستادگى نبود، اگر اين به چالش كشيدن هيبت دروغين ابرقدرتها نبود، ملتها وارد ميدان نميشدند؛ بيدارى اسلامى به وجود نمى‌آمد؛ اين حوادثى كه امروز منطقه را دارد دگرگون ميكند و نقش جديدى ميزند، به وجود نمى‌آمد. حوادث از يك نقطه شروع ميشود و زنجيره‌وار پيش ميرود. اگر استقامت بود، صبر بود، تداوم در راه بود، استمرار عمل بود، آن وقت همه‌ى خيرات و همه‌ى بركات بر آن مترتب ميشود.

 ايستادگى شرط اول است. ملتها در راهى كه شروع ميكنند، بايد استقامت كنند؛ «فلذلك فادع و استقم كما امرت».(1) در قرآن كريم، دستور استقامت به نبى مكرم اسلام در جاهاى متعددى داده شده است؛ سرّش همين است. بايد ايستاد، بايد ثبات به‌خرج داد، بايد راه را گم نكرد، هدف را همواره در مقابل چشم داشت و به‌طور مستمر بايد پيش رفت. اگر اين شد، پيروزى‌ها پى‌درپى پيش خواهد آمد؛ همچنان كه براى ملت ايران پيش آمده است.

 ملت ايران اين تجربه‌ى بزرگ را امروز در مقابل ملتهاى ديگر قرار داده است؛ تجربه‌ى موفقيتِ ناشى از دو عامل بصيرت و صبر. بصيرت يعنى گم نكردن راه، اشتباه نكردن راه، دچار بيراهه‌ها و كجراهه‌ها نشدن، تأثير نپذيرفتن از وسوسه‌ى خناسان و اشتباه نكردن كار و هدف. و صبر يعنى ايستادگى. نسلها دست به دست به يكديگر تحويل ميدهند. امروز به حول و قوه‌ى الهى نسل جوانى در كشور ما حضور دارد كه دوران انقلاب را نديده است، دوران جنگ را درست درك نكرده است، اما در عين حال با همان روحيه، با همان احساس، با همان انگيزه، با همان تصميم قاطع، در ميدان ايستاده است؛ اين خيلى مهم است، اين هنر انقلاب اسلامى است. بايد عوامل اين ايستادگى و اين بصيرت را در ميان خودمان تقويت كنيم.

 دو چيزِ به هم پيوسته وجود دارد كه اينها زنجيره‌هاى اقتدار ملت را تشكيل ميدهد: يكى تصميم قاطع نظام مقدس جمهورى اسلامى است بر عدم انحراف، عدم تسليم، ايستادگى كردن در مقابل زياده‌خواهى و زورگوئى از سوى ابرقدرتها و از سوى استكبار. نظام اسلامى به مجموع خود، با هويت جمعى خود، به‌طور قاطع ميداند چه كار ميكند و راه را انتخاب كرده است و ايستاده است. اين، عامل اول. عامل دوم، حضور هوشمندانه و مصممانه‌ى مردم وفادار. اگر اين دو از هم جدا ميشدند، اگر مسئولان نظام و مديران كشور بودند، اما مردم در صحنه نبودند، يقيناً كار پيش نميرفت. اگر مديران نظام دچار اختلال ميشدند در نيت خود، در تشخيص خود، در فهم خود، در تصميم‌گيرى خود در مقابل لشكر متراكم كفر و ضلالت كه در مقابلشان صف كشيده‌اند، يقيناً اين در اختلال نظام تأثير ميگذاشت؛ مردم را هم از صحنه خارج ميكرد. اين دو عامل با يكديگر هست، امروز هم هست و ان‌شاءالله در آينده هم خواهد بود. با وجود اين دو عامل، هيچكدام از ضربه‌ها و ترفندها و كيدها و توطئه‌هاى دشمن در اين ملت اثرى نخواهد گذاشت.

 امروز جبهه‌ى مقابل ما - كه سردمدار آن جبهه هم آمريكا و صهيونيستهايند - به تمام طرقى كه ميتوانسته است متوسل و متشبث بشود، متشبث شده؛ از تمام راه‌ها كه ميتوانسته براى مقابله‌ى با ملت ايران بهره‌گيرى كند، بهره‌گيرى كرده است، براى اينكه بتواند اين دو عامل، يعنى عامل تقويت كننده‌ى نظام، و عامل ايستادگى مردم در صحنه را تضعيف كند و از بين ببرد. خودشان هم همين را تصريح ميكنند؛ ميگويند اين تحريمهائى كه ما بر عليه ايران تصويب و اجرا ميكنيم - و با عناد كامل دنبال ميكنند - براى اين است كه مردم را خسته كنيم، مردم از صحنه خارج شوند، مردم به نظام اسلامى پشت كنند. يا اين كار صورت بگيرد، يا در اراده‌ى مسئولين رخنه به وجود بيايد؛ مسئولين در محاسباتِ خودشان تجديدنظر كنند. تعبير آنها اين است: ميگويند ميخواهيم مسئولين جمهورى اسلامى احساس كنند كه هزينه‌ى تصميم‌گيرى‌هاى آنها بالاست. اين يعنى رخنه ايجاد كردن در اراده‌ى مسئولين كشور. با همه‌ى توانشان، با همه‌ى ترفندهائى كه بلدند، دارند اين دو كار را دنبال ميكنند. يا در مردم ايجاد ترديد كنند و مردم را از نظام جدا كنند، يا در مسئولين ايجاد ترديد كنند و مسئولين را وادار كنند كه در تصميمهاى خودشان تجديدنظر كنند. اشتباه كردند؛ هيچكدام را نميتوانند انجام دهند.

 يك روز در صدر اسلام، دشمنان به نظرشان رسيد كه با شِعب ابى‌طالب و محاصره‌ى اقتصادى مسلمانها، آنها را از پا بيندازند؛ اما نتوانستند. اين روسياه‌هاى بدمحاسبه‌گر خيال ميكنند ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالبيم. اينجور نيست. ما امروز در شرائط شِعب ابى‌طالب نيستيم؛ ما در شرائط بدر و خيبريم. ما در شرائطى هستيم كه ملت ما نشانه‌هاى پيروزى را به چشم ديده است؛ به آنها نزديك شده است؛ به بسيارى از مراحل پيروزى، با سرافرازى دست پيدا كرده است. امروز مردم ما را از محاصره‌ى اقتصادى ميترسانند؟ با اين حرفها، با اين ترفندها ميخواهند مردم را از صحنه بيرون كنند؟ مگر چنين چيزى ممكن است؟ امروز ميخواهند در اراده‌ى مسئولين اختلال ايجاد كنند؟ «قل هذه سبيلى ادعوا الى الله على بصيرة انا و من اتّبعنى»؛(2) اين راهى است كه با بصيرت انتخاب شده است، اين راهى است كه با مجاهدت باز شده است، اين راهى است كه با خون عزيزترينها هموار شده است. ما از اين راه رفتيم، به قله‌هائى هم دست پيدا كرديم. ما متوقف نميشويم، ان‌شاءالله پيش ميرويم؛ ولى تا امروز هم به قله‌هاى بسيارى دست پيدا كرده‌ايم. جمهورى اسلامى، امروز كجا، بيست سال و سى سال قبل كجا؟ دشمنان جمهورى اسلامى، هيمنه و باد و بروتِ آن روزشان كجا، ضعف و انكسار امروزشان كجا؟ اينها نشانه‌هائى است كه ملت ايران را تشويق ميكند. نخير، در ادامه‌ى راه اسلام - كه راه خداست، راه دين است، راه سعادت دنيا و آخرت است - اراده‌ى مسئولين همچنان مستحكم خواهد ماند؛ مردم هم امروز و در آينده، پاى ثابت اين حركت عظيم خواهند بود.

 يكى از جاهائى كه مردم ميتوانند حضورشان را نشان بدهند، همين انتخابات است. نه از حالا، از مدتى قبل شروع كرده‌اند؛ كه شايد كارى كنند كه در اين انتخابات، حضور مردم كم شود. ميشنويد ديگر، مى‌بينيد؛ حالا در آن مقدارى كه به گوش مردم ميرسد، به چشم مردم ميرسد، در مطبوعات و در رسانه‌هاى گوناگون، دشمنان ما، از آن صدر گرفته است، كه مركز و قرارگاه فرماندهى جبهه‌ى كفر و استكبار است، تا اين پادوها و ايادى كوچك و پياده‌نظامشان كه همه جا پخشند - اينجا هم هستند، بيرون هم هستند - همه‌ى تلاششان اين است كه كارى كنند كه مردم در اين انتخابات شركت نكنند. من با تجربه‌اى كه از رفتار اين مردم دارم، و با اعتمادى كه به لطف خداى متعال دارم، پيش‌بينى ميكنم كه به لطف الهى، به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى، حضور مردم در اين انتخابات، يك حضور دشمن‌شكن خواهد بود و با اين انتخابات، خون تازه‌اى به پيكر انقلاب و كشور و نظام جمهورى اسلامى دميده خواهد شد؛ حركت تازه‌اى براى او پيش خواهد آمد، نشاط تازه‌اى پيدا خواهد كرد؛ همچنان كه همه‌ى انتخاباتها همين جور است. انتخابات مظهر حضور مردم است؛ مظهر دخالت مردم در سرنوشت خود است.

 البته آفتهائى وجود دارد؛ بايد سعى كنيم اين آفتها پيش نيايد. مردم ما و كشور ما از انتخابات سال 88 بهترين خاطره‌ها و بدترين خاطره‌ها را دارند. بهترين خاطره‌ها حاصل حضور عظيم چهل ميليونى مردم پاى صندوقهاى رأى بود، كه دنيا را خيره كرد؛ بدترين خاطره‌ها مربوط به جرزنى‌هاى سياسى يك عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضيه‌ى انتخابات بود. خب، در هر قضيه‌اى، در هر حادثه‌اى ممكن است يك عده‌اى قبول نداشته باشند، معترض باشند. چگونه بايد اعتراض را نشان داد؟ قانون، راه معين كرده است. چرا قانون‌شكنى كنند؟ چرا براى مردم هزينه درست كنند؟ چرا كشور را دشمن‌شاد كنند؟ چرا برنامه‌هائى را كه عفونت تصميم‌گيرى‌ها و ترفندهاى دشمن از آن بلند و آشكار است، اجرا كنند؟ قانون، راه معين كرده است. آنجا ما گفتيم، به همه هم گفتيم، همه‌ى اطراف قضيه هم ملزم بودند كه بر طبق آنچه كه گفته شده است - كه مرّ قانون است - عمل كنند. چرا نكردند؟!

 آنها كارى از پيش نبردند. و تا اين ملت توى صحنه‌اند، تا اين پيوند وجود دارد، هيچ كس در اين كشور، در كارهاى خلاف، كارى از پيش نخواهد برد. كارى از پيش نبردند و نميبرند، اما براى كشور هزينه درست كردند، براى ملت هزينه درست كردند؛ چرا؟ با آن انتخابات باشكوه و پرعظمت، ميشد كشور اين هزينه را تحمل نكند.

 عوامل گوناگونى وجود داشتند. بايد اين براى ما تجربه باشد، بايد درست باشد، بايد همه مراقب باشيم. انتخابات مظهر حضور مردم و محصول آن، مظهر رأى مردم و خواست مردم است؛ بايد به آن احترام گذاشت.

 انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمت‌زنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى  جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است.

 مجريان بايد تمام سعى خودشان را بكنند كه امانتدارى كنند. خوشبختانه انتخاباتهاى ما در طول اين سالهاى متمادى - اين همه ما انتخابات داشتيم؛ بيش از سى انتخابات در اين سى و دو سال - انتخابات سالمى بودند. برخى اوقات بعضى‌ها ادعا كردند كه انتخابات ناسالم است؛ ما فرستاديم تحقيق كردند، تدقيق كردند - هم در زمان حيات مبارك امام (رضوان الله عليه)، هم بعد از آن - ديدند نه، ممكن است گوشه و كنار تخلفاتى باشد، اما چيزى كه انتخابات را ناسالم كرده باشد، نتيجه‌ى انتخابات را تغيير بدهد، مطلقاً اتفاق نيفتاده؛ همانى كه مردم انتخاب كردند، در بيرون واقع شده است. بايد سعى كنند انتخابات سالم باشد؛ اين به عهده‌ى مجريان است؛ چه مجريان در دولت و وزارت كشور، چه در دستگاه شوراى محترم نگهبان.

 بايد مراقبت كنند. هيچ چيزى از قانون بالاتر و عزيزتر نيست. در دنيا معروف است، ميگويند قانون بد هم از بى‌قانونى بهتر است. بعيد نيست آدم اين را قبول داشته باشد؛ چون بى‌قانونى، هرج و مرج است؛ قانون بد لااقل يك ضابطه‌اى است؛ خب، انسان اصلاحش ميكند. خوشبختانه قوانين انتخاباتى ما قوانين خوبى است؛ ممكن است بعدها كاملتر و بهتر هم بشود.

 كسانى هم كه وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، بايد يك تقيداتى، تعهداتى داشته باشند. اين، خطاب به همه‌ى كسانى است كه به عنوان نامزد وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، و خطاب به همه‌ى مردم است. مردم عزيزمان در سراسر كشور اين رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس كنند، دنبال كنند، دقت كنند. نامزد انتخابات بايد با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرت‌طلبى و جمع‌كردن پول و مسائل گوناگون و انگيزه‌هاى ناسالم ديگر وارد شود، به كشور خدمت نميكند. نامزد انتخابات بايد با انگيزه‌ى خدمت وارد شود؛ اين را بايد تشخيص داد، بايد فهميد، بايد حدس زد. اگر چنانچه نامزدها به مراكز ثروت و قدرت متصل شوند، كار خراب ميشود؛ همچنان كه امروز در به‌اصطلاح دموكراسى‌هاى دنيا، در آمريكا و غير آمريكا اين رسم هست؛ كمپانى‌ها و پولدارها به نامزد انتخابات در رياست جمهورى يا در انتخابات كنگره پول ميدهند، ولى او در مقابل آنها متعهد است. آن رئيس جمهورى كه با پول دستگاه‌هاى گوناگون و مراكز ثروت سر كار بيايد، در مقابل آنها متعهد است. آن نماينده‌ى مجلسى كه با پول فلان شركت و فلان كمپانى و فلان ارباب و فلان پولدار توى مجلس بيايد، مجبور است آنجائى كه آنها لازم ميدانند، قانون جعل كند، قانون بردارد، توسعه و تضييق در قانون بكند. اين نماينده به درد مردم نميخورد. نه بايد به مراكز ثروتهاى شخصى متصل بود، و نه به طريق اولى‌ به ثروتهاى عمومى. كسى بيايد از پول بيت‌المال مصرف كند، براى اينكه به وكالت مجلس برسد؛ اين دو برابر اشكال دارد، اشكال مضاعف دارد. اينها را بايد مردم مراقب باشند. البته هر كسى را هم نميشود متهم كرد. بگوئيم آقا اين وابسته‌ى به فلان‌جاست، اين وابسته‌ى به فلان كس است، اين فلان پول را خرج كرده؛ بايد اينها هم روشن شود، بايد ثابت شود.

 مردم بايد چشمها را باز كنند، ملتفت باشند. خوشبختانه مردم ما بيدارند. افرادى كه ميتوانند انسان را خاطرجمع كنند، بين انسان و خدا حجت براى انسان درست كنند، انسان به اينها اطمينان كند؛ آنجائى كه خودش ميتواند تحقيق كند، تحقيق كند. اينها لازم است. بايد دقت شود. ان‌شاءالله انتخابات خوبى انجام بگيرد؛ انتخابات پرشور، با حضور مردم. مردم درست بشناسند، درست انتخاب كنند و ان‌شاءالله مجلسى تشكيل شود باب نظام اسلامى. و به لطف الهى ان‌شاءالله همين جور هم خواهد شد.

 ما اگر از خدا بخواهيم، وارد بشويم، تك تك ما احساس مسئوليت كنيم، قصدمان اين باشد كه نظام اسلامى و اسلام و ملت ايران را سربلند كنيم، خوشبخت كنيم، سعادت براى دنيا و آخرتمان فراهم كنيم، راه الهى بسته نيست. ما اگر چنانچه قدم برداريم، خداى متعال راه را باز ميكند؛ عمده اين است كه ما همت كنيم، تصميم بگيريم، بنا بگذاريم.

 من مطمئنم كه اين انتخابات براى ملتهاى ديگر هم يك نشانه‌اى است. براى همين هم هست كه دستگاه‌هاى خبيث استكبار، از آمريكا و انگليس و صهيونيستها و ديگران، دارند مرتباً تلاش ميكنند كه اين انتخابات را به يك جورى خراب كنند، مخدوش كنند. كشورهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند اين پيشكسوت انتخاباتى و انقلابى - كه ملت ايران است - چه كار خواهد كرد. ملت ايران در اين زمينه، جزو پيشكسوتهاست. ملتهاى ديگر نگاه ميكنند ببينند انتخابات در ايران به كجا خواهد رسيد. استكبار دوست دارد كه انتخابات در كشور ما آنچنان بشود كه ملتها را مأيوس كند. ...(3) خب، شما ديگر حرف آخر را گفتيد! «مرگ بر آمريكا» همان حرف آخر است.

 پروردگارا! به محمد و آل محمد، تفضلات خودت، هدايت خودت، رحمت خودت، دستگيرى خودت را شامل حال اين ملت عزيز بگردان. پروردگارا! جوانان ما را مورد نظر حضرت بقيةالله (ارواحنا فداه) و مشمول دعاى آن بزرگوار قرار بده. روزبه‌روز پيروزى‌هاى ملت ايران را روزافزون بفرما.

    والسّلام عليكم و رحمةالله و بركاته‌
+ نوشته شده در  ساعت 8:58  توسط عاشق رهبر | 
 

استخاره آنلاین با قرآن کریم